برگ سبز

برگ درختان سبز در نظر هوشیار - هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

در حدود یک و نیم ماه گذشته در دو جلسه مسوولان رسانه ها با وزیر داخله، یک جلسه با رئیس جمهور یک جلسه با سخنگویان ارشد حکومت و سخنگویان ولایات و یک جلسه با اعضای کمیسیون رسانه های کمیسیون مستقل انتخابات حضور داشته ام. چند نکته قابل توجه بود در این نشست ها:
. توجه بیش از پیش حکومت به اهمیت و نقش رسانه ها در تحولات ملی؛ حالا فهمیده اند تا حدی که باید در فرایندهای کلان کشور با رسانه ها بیشتر نشست و برخاست کنند.
. افزایش هماهنگی با نگرش استراتژیک بین نهادهای دولتی و آزاد خصوصا رسانه ها؛ این موضوع در نشست مشترک سخنگویان ارشد حکومت و ولایات با مسوولان رسانه ها خیلی پر رنگ بود. در این جلسه به نظرم می رسید که دولت افغانستان چند سال از دوران کودکی بیشتر فاصله گرفته است.
. در نشست مسوولان رسانه ها با رئیس جمهور، آقای کرزی کرارا به امریکایی ها تیکه می انداخت که به قولشان پایبند نیستند و به حرفشان نمی توان اعتماد کرد. او به وضوح تاکید کرد که در کنار نداشتن موسسات قوی، ناامنی ها و بی تجربگی ها، حضور خارجی ها در افغانستان از مهم ترین دلایل ناکامی دولت افغانستان در تطبیق قانون بوده است.
. توجه به موضوع جنگ روانی علیه افغانستان؛ در همه این نشست ها خصوصا نشست سخنگویان ارشد حکومت بر مساله جنگ روانی علیه دولت و ملت افغانستان تاکید زیاد شد و اهمیت رسانه های داخلی در مقابله با جنگ روانی بیرونی، برجسته تر شد. با همه کم و کاستی هایی که در مدیریت کشور مشاهده می شود، این ها نوید بخش بود. حالا که به دور دوم انتخابات نزدیک می شویم، عرصه امتحان همه است!

نوشته شده در یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 19:55 توسط محمد رحمتی| |

در سال جدید تصمیم بر این شده که تلویزیون تمدن، در عرصه اطلاع رسانی، حضور پر رنگ تری داشته باشد. در این راستا، از آغاز هفته گذشته سرویس های خبری صبحگاهی تلویزیون تمدن در ساعات 7، 8 و 9 با «تازه ترین خبرهای افغانستان و جهان» در خدمت بینندگان عزیز قرار گرفته است. سرویس های خبری ساعت های 13 و 14 نیز تقویت شده و از دیروز جمعه، نخستین سرویس خبری صبحگاهی تلویزیون تمدن در روزهای جمعه نیز ساعت 10 پخش شد و از جمعه آینده ساعت 11 سرویس خبری پشتو نیز پخش خواهد شد.
در اقدامی دیگر، از امروز سرویس خبری ساعت 10 صبح که به پخش خبرهای کوتاه اختصاص دارد، نیز به مجموعه سرویس های خبری تلویزیون تمدن افزوده شد.
از همکاران عزیزم در مدیریت خبر سپاسگزارم و امیدوارم خداوند توفیق دهد که بیش از پیش در خدمت مردم خوب و متدین کشور خود باشیم.

نوشته شده در شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 11:53 توسط محمد رحمتی| |

پس از مدتی طولانی، دقایقی پیش باردیگر زمینه برای نوشتن در اینجا فراهم شد.
16 حمل یک روز خوب برای کشور ما بود. مردم با حضور پرشور خود، حماسه آفریدند و نیروهای امنیتی مقتدرانه از این حضور محافظت کردند. خداوند یار و نگهدار این مردم باد!
اکنون نوبت کمیسیون های انتخاباتی است تا امانتدارانه از رای مردم حراست کنند و نامزدها هم به قانون تمکین نمایند تا زندگی زیر سایه قانون در کشور نهادینه شود.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 9:31 توسط محمد رحمتی| |

در ماه سنبله سال 83 در جمع شماری از معینان و روسای ادارات دولتی سفری دو هفته ای به کوریای جنوبی داشتم. یکی از مهم ترین نکاتی که در آن سفر برای من اهمیت داشت این سخن یکی از مشاوران رئیس جمهور کوریا بود که می گفت توسعه امروز کوریای جنوبی مرهون برخورد قاطعانه ژنرال پارک رئیس جمهور وقت این کشور با امریکایی هاست که به آنها گفت یا مطابق شرایط ما عمل کنید یا از کوریا بروید و امریکایی ها پس از مقاوت های زیاد مجبور شدند به خاطر منافع خود شرایط ژنرال پارک را بپذیرند. سپس او تصاویری را از کوریا و سئول در 40-30 سال پیش نشان داد که به وضعیت این روزهای افغانستان و کابل کاملا شباهت داشت. وضعیت جدید کوریا را خودمان می دیدیم که از نظر مادی چقدر پیشرفت کرده اند؛ درحالیکه آنها در نزدیک به 40 سال گذشته همواره در سایه تهدید به جنگ و برخوردهای گاه و بیگاه مرزی و دریایی از ناحیه همسایه شمالی شان بسر برده اند. سخنان دیروز حامد کرزی مبتنی بر مواضع ماه های اخیر وی در زمینه شرط گذاشتن برای امضای توافقنامه امنیتی با امریکا هم، از آن رو اهمیت دارد که در تاریخ سیاسی معاصر افغانستان، کمتر زمامداری را می توان سراغ داشت که به اشتهای پایان ناپذیر ابرقدرت ها، «نه» گفته باشد. هرچه زمان این «نه» گفتن طول بکشد، تاثیرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اش بر سرنوشت ملت افغانستان به مثابه آغاز یک «تحول» در مسیر «شدن» عمیق تر خواهد بود.
من نمی دانم کرزی در برابر فشارهای خارجی و بی باوری شماری از داخلی ها که ناشی از عدم اعتماد به نفس تاریخی ست، چقدر می تواند دوام بیاورد؛ اما بی تردید همین مقدارش هم اثرش را بر تاریخ سیاسی افغانستان برجا گذاشته و از حافظه تاریخی این مردم پاک نخواهد شد. تحلیلگران و نویسندگان هنوز هم بعد از 35 سال، پاسخ «نه» داود خان به برژنف را در مسکو به نیکی یاد می کنند؛ هرچند که به قیمت جان و دودمانش تمام شد. ارزش «نه» گفتن داود خان به معنای نادیده گرفتن اشتباهات و خطاها و ظلم های دیگر او و دودمانش نیست. در تحلیل تاریخ و درس و عبرت گرفتن از آن، این «نه» گفتن ها به ابرقدرت ها و «از خود اراده نشان دادن»، ارزش فراوان دارد. آن روزها شاید هم دیر شده بود و هم سیاست ورزان داخلی نتوانستند قدر «نه» گفتن داود را درک کنند و از همین رو، سیاست ورزان چپی نخستین کسانی بودند که علیه او تیغ کشیدند؛ اما امروز این فرصت وجود دارد که در نتیجه 35 سال مواجهه گسترده و عمیق جامعه با سیاست، دستکم سیاست ورزان ما این قدر از ظرفیت درک سیاسی برخوردار شده باشند که قدر «از خود اراده نشان دادن» را درک و «خود» را «باور» کنند. تجربه نشان داده است که ابرقدرت ها همواره مقهور اراده و باور ملت ها شده و به خواسته های آنان تن داده اند. چرا ما این امتیاز را به دست نیاوریم؟

نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1392ساعت 11:47 توسط محمد رحمتی| |

این هفته یک گزارش تحقیقی نوشتم با عنوان «تبلیغات انتخاباتی از طریق رسانه ها در نظام حقوقی افغانستان». با توجه به اینکه انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی را در نخستین ماه سال آینده در پیش رو داریم و تبلیغات نیز از ماه آینده شروع خواهد شد، موضوع جالبی بود برایم. موضوع را قبلا یکی از استادان که درس «حقوق اساسی تطبیقی» با ایشان داشتم پیشنهاد نموده بودند. به هر حال، این مطالعه تجربه خوبی بود برایم و حس تازه ای به من بخشید. فکر می کنم این در ذات علم است که همواره به انسان حس تازگی می دهد. قرار است محتوای این گزارش تحقیقی را هفته آینده در یک گفت و گوی تلویزیونی در برنامه «تا انتخابات» ارائه کنم.
در دو شب گذشته، وقتی از سرکار بر می گردم به منزل، بعد از صرف شام و گفت و گپی با اعضای خانواده و تماشای سریال «آوای باران»، من تا نیمه های شب، کتاب «حقوق اساسی» دکتر منوچهر طباطبایی را مطالعه می کنم. خیلی پربار و خواندنی است. واقعا لذت می برم از خواندنش.

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1392ساعت 17:28 توسط محمد رحمتی| |

چهارشنبه هفته گذشته، چهارم جدی که آقای فرهمند از کمسیون نظارت بر تطبیق قانون اساسی برای برنامه «ساعت سیاسی» به تلویزیون آمده بود، یک نسخه از شماره نخست مجله علمی ـ تخصصی «قانون اساسی» ارگان نشراتی این کمسیون را به ما داد که در این یک هفته چند مقاله اش را خواندم. برای نخستین بار در این سالها یک مجله دولتی را می بینم که ارزش خواندن دارد. از مقاله «جایگاه شریعت در قانونگذاری از نگاه قانون اساسی» به قلم آقای سرور دانش و مقاله «مرجع تفسیر قانون اساسی» به قلم دکتور احمدی حظ بسیار بردم. امیدوارم این گونه فعالیت های علمی ـ پژوهشی افزایش یابد.

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1392ساعت 14:33 توسط محمد رحمتی| |

سالروز رحلت پیامبر مهربانی ها، حضرت محمد مصطفی(ص) و شهادت نوادگان گرامی اش حضرت امام حسن مجتبی(ع) و حضرت امام رضا(ع) را تسلیت می گویم.
در یک ماه اخیر، کتاب «حقوق اساسی تطبیقی» اثر دکتور کمال الدین هریسی نژاد را مطالعه کردم. انصافا کتاب علمی و پربار با نثری روان است. نویسنده در این کتاب، نظام های پارلمانی، ریاستی، نیمه پارلمانی ـ نیمه ریاستی و اقتدارگرا را با تشریح نظام هایی از هر دسته، تبیین کرده است. نکته ای که در این کتاب در کنار بسیاری مطالب دیگر، توجه مرا بطور خاص به خود جلب کرد، این بود که نظام هایی که گفته می شود مبتنی بر دموکراسی و حقوق بشر هستند و به ظاهر هم همینگونه می باشند، در واقع سخت دیکتاتوری اند؛ البته با لایه ای ظریف و خوشرنگ از مردم سالاری که برتن دارند. مثلا، در آلمان، صدر اعظم از چنان قدرتی برخوردار است که نه پارلمان و نه هیچ نهاد دیگری جلو دار تصمیمات و خواسته های او نیست. اعضای حزب پیروز در پارلمان براساس یک انضباط شدید حزبی، فقط به تصمیمات از قبل اتخاذ شده حزب مطبوع خود که سخت تحت تاثیر و نفوذ صدر اعظم است، رأی می دهند و نظر جداگانه ای نمی توانند بدهند مگر استثنائا که ممکن است در طی سالها به ندرت اتفاق افتد؛ یا پارلمان حتی اگر در مورد برکناری صدر اعظم اتفاق کنند؛ اما نتوانند پیشاپیش برسر جانشین او به توافق برسند نمی توانند وی را استیضاح کنند. در این صورت صدر اعظمی بر سرکار می باشد که اقلیتی از نمایندگان مجلس به او اعتماد دارند!
در بریتانیا، همینگونه نظام حزبی، کار را به جایی رسانده که خودشان هم از نظام خود به عنوان نظام دیکتاتوری دو حزبی نام می برند! در فرانسه رئیس جمهور، علیرغم برخورداری از صلاحیت های گسترده، فاقد مسوولیت سیاسی و پاسخگویی در قبال پارلمان است و به هیچوجه نمی توان وی را استیضاح کرد یا مورد سوال قرار داد! در امریکا نیز وزیران یا آنچه در قانون اساسی امریکا از آنها به عنوان دبیر دولت در امورخارجه، دبیر دولت در امور دفاعی و ... یاد شده، در واقع دستیاران رئیس جمهور هستند و در برابر تصمیمات وی، اراده ای از خود ندارند و چیزی به نام شورای وزیران یا کابینه در نظام امریکا معنا ندارد و بالاتر از آن، رئیس جمهور و قوه مجریه توسط کنگره امریکا قابل سوال، تذکر و استیضاح نیستند و به هر حال، چه با کفایت باشند چه بی کفایت، تا زمانی که مورد اعتماد رئیس جمهور هستند به کار خود ادامه می دهند و خود او نیز تا پایان دوره ریاست جمهوری برسر قدرت باقی خواهد ماند!
تنها نکته مثبت در نظام های حقوقی آلمان و فرانسه، وجود دادگاه قانون اساسی در اولی و شورای قانون اساسی در دومی است که مدافع حقوق اساسی شهروندان می باشد. با این حال، این نظارت ها مستمر و ساختاری نیست؛ بلکه نیازمند تقاضا از سوی برخی مقام هاست که در صورت عدم تقاضا، یک حقی می تواند پایمال شود بدون اینکه آب از آب تکان بخورد!
در آستانه هفته قانون اساسی در افغانستان، این را هم بگویم که در نظام حقوقی افغانستان نیز با وجود نکات مثبت بسیار، متاسفانه موضوع «نظارت اساسی» بر قوانین عادی و فرامین ریاست جمهوری بسیار ضعیف و در حد «هیچ» است! و این، زمینه را برای قال و مقال های زیاد بین سازمان های دولتی و ضایع شدن حق مردم فراهم ساخته است. به هر صورت، «قانون اساسی» اهمیت والایی دارد و تلویزیون تمدن، هفته آینده 6 قسمت برنامه ویژه به تهیه کنندگی عزت الله زاهدی درباره قانون اساسی پخش خواهد کرد.

نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1392ساعت 15:39 توسط محمد رحمتی| |

تا زنده ایم، همه مدیون حسین و زینبیم!
گویی عاشورا و اربعین را پایانی نیست!
بزرگ ترین راهپیمایی تاریخ؛ بیش از 17 میلیون انسان امروز در راه کربلا!
در کدام دموکراسی دنیا، این همه انسان، یکجا اجتماع نموده و علاقه خود را به موضوعی اعلام کرده اند؟!
کدام دین و آیین، این همه انسان را در یک میدان گرد آورده است؟!
کجاست «اطلاع رسانی شفاف»؟! کجایند «خبرنگاران» دنیای آزاد؟!

نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1392ساعت 11:25 توسط محمد رحمتی| |

امروز سه خبر مهم منتشر شد:
اول. پرداخت سالانه 100 هزار دالر پول به یک کارمند بلندپایه در حکومت افغانستان توسط دولت امریکا برای سرکار آوردن تکنوکرات های طرفدار غرب در دولت افغانستان. (چنین اقداماتی از سوی واشنگتن دور از انتظار نبوده و نیست. یقینا این اقدام یکی از کوچکترین تلاش های آنها بدین منظور بوده است!)
دوم. روزنامه لس آنجلس تایمز خبرداد که اوباما تصمیم گرفته مهلت امضای توافقنامه کابل ـ واشنگتن را چند هفته دیگر تمدید کند. دو روز پیش نیز جان کری گفته بود که رئیس جمهور بعدی افغانستان هم می تواند این توافقنامه را امضا کند. ( یعنی که ما ماندنی هستیم؛ مهم نیست که چه کسی می خواهد امضا کند! مقصد امضا کند! قابل توجه مشتاقان امضای توفقنامه که در یک ماه گذشته به دلیل تعلل کرزی، از خواب و خوراک افتاده اند!!!)
سوم. آغاز آموزش نیروهای ویژه افغانستان توسط ارتش هند. سخنگوی ارتش هند امروز گفت آموزش یک گروه از نیروهای ویژه افغان در بیابانهای راجستان نشان دهنده تعامل فزاینده دهلی ـ کابل همزمان با خروج نیروهای خارجی از افغانستان است. وی توضیح داد که تمرکز این تمرین ها مبارزه با شبه نظامیان، عملیات ضد تروریسم و عملیات در مناطق روستایی و محیط های واقعی است. (آغاز این نوع آموزش ها که به نظر می رسد رزمایش مشترک برای افزایش توانمندی های نیروهای نظامی افغانستان است، به ویژه در این زمان که امریکایی ها شاخ و شانه می کشند، اهمیت زیادی دارد!)

نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1392ساعت 15:42 توسط محمد رحمتی| |

این روزها کتاب «آزادی های عمومی و حقوق بشر» اثر دکتر «منوچهر طباطبایی مؤتمنی» را می خوانم. اگرچه موضوعات بسیار مهمی را مورد بحث قرار داده؛ اما به آن اندازه که کتاب های روانشناسی ـ که در دوره لیسانس و پس از آن می خواندم ـ پژوهشی و مستند نگاشته شده اند، کتاب های حقوقی را تاکنون کمتر آنگونه یافته ام ـ شاید یک دلیلش تفاوت در روش پژوهش این دو علم باشد ـ به هر صورت، هرچه این کتاب را بیشتر مطالعه کردم، برای نوشتن کتابی در زمینه «حقوق و آزادی ها» بیشتر وسوسه شدم. با این حال در این کتاب، چند نکته را مهم یافتم:
الف) «آزادی»، دو چیز است: اول اینکه انسان در تصمیم گیری، در معرض تعدی و اجبار و مزاحمت دیگران نباشد و دوم اینکه بتواند هرچه را بخواهد انجام دهد به شرط آنکه به حقوق دیگران زیانی وارد نیاورد.
ب) سهم هر یک از اعضای جامعه از آزادی، برابر است؛ پس لازم است حدود آزادی مشخص شود تا در عین حال که یک فرد از آزادی بهره مند است، حریم آزادی دیگران نیز محفوظ و مصوون بماند.
پ) قانون، قلمرو آزادی را تعیین می کند؛ قانونی که منطبق با حقوق طبیعی باشد. قانون در جامعه آزاد، مبتنی بر تفکیک قوا و بیانگر اراده عموم ملت است.
ت) حدِّ آزادی، عدالت است. آزادی نامحدود، بی عدالتی است. در جامعه مردم سالار، حدود آزادی را قانون تعیین می کند و در جامعه دینی، احکام دینی؛ زیرا به حکم اینکه پروردگار، حکیم و عادل است، احکام شرع، مبیّن اَعمال انسانی می باشد.
ث) آزادی های عمومی، مجموعه حقوقی است که به افراد، در عرصه های فردی و اجتماعی، نوعی استقلال و خود سامانی می دهد. این حقوق، برای رشد شخصیت و اعتلای ارزش انسانی ضروری است. این مجموعه حقوق و آزادی ها را «حقوق بشر و شهروند» می توان نامید.
ج) لیبرالیسم در قرن هفدهم کوشش کرد که دولت و نهادهای قدرت در جامعه، مردم را در برخی از جنبه های زندگی فردی و اجتماعی آزاد بگذارد؛ اما سوسیالیزم در اواخر قرن هجدهم، مداخله نکردن دولت را کافی ندانست و گفت دولت باید برای رفع تبعیض و بی عدالتی، اقدام جدی به عمل آورد. آزادی های نوع اول (مداخله نکردن دولت)، اصطلاحا «آزادی های منفی» و آزادی های نوع دوم (برنامه ریزی دولت برای اصلاحات اجتماعی و اقتصادی)، «آزادی های مثبت» نامیده می شود. (اینکه لیبرالیسم و سوسیالیرم در عمل چه برسر بشر آوردند، بماند!)
نتیجه: برای حرکت در مسیر مقدسِ «انسان شدن»، فهم «حقوق خود» و «حقوق دیگران» در بستر «آزادی»، یک ضرورت قطعی است.

نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1392ساعت 17:58 توسط محمد رحمتی| |

Design By : Night Melody