برگ سبز

برگ درختان سبز در نظر هوشیار - هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

دیروز به برکت رخصتی 28 اسد/ مرداد، توفیق حاصل شد که 90 صفحه باقیمانده از دفتر دوم و 50 صفحه از دفتر سوم «مباحثی از: اصول فقه»، اثر زیبای دکتر سیدمصطفی محقق داماد را مطالعه کنم.
دفتر دوم که به منابع فقه اختصاص داشت، حدود 90 صفحه اش به مباحث کتاب و سنت مربوط بود و  حدود 13 صفحه به اجماع و نزدیک به 90 صفحه نیز به موضوع نقش عقل در استنباط احکام شرعی اختصاص داشت. براساس این کتاب که مبتنی بر بسیاری دیگر از کتب معتبر در این رشته است، عقل در حجت بودن منابع اصلی (کتاب و سنت) و معتبر بودن دلایل و حجت بودن نتایج، نقش اساسی دارد؛ ولی در فقه امامیه، خود، منبع مستقلی در کنار کتاب و سنت نیست. دلیل عمده اش، گستردگی دامنه سنت در این مذهب و دسترسی پژوهشگران فقهی به نصوص بیشتر است.
یکی از برتری های این کتاب ها، استفاده نویسنده از مثال های حقوقی در تبیین قواعد است.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393ساعت 12:24 توسط محمد رحمتی| |

دیروز اندکی بعد از چاشت، خانم پریا اسِلبُرن و آقای شمس مایل از «دویچه وله» آلمان آمدند. اسلبرن هماهنگ کننده برنامه های اکادمی دویچه وله در جنوب آسیا ست. دو برنامه آموزشی کوتاه مدت برای تلویزیون های افغانستان یکی در زمینه برنامه های کودک و دیگری در مورد خودکفایی اقتصادی شبکه های خصوصی دارند. جلسه خوبی بود. آنها با برنامه های کودک و نوجوان تلویزیون تمدن و ما با برنامه های آنها آشنایی هایی حاصل کردیم. یک نمونه از برنامه کودک و نوجوان تمدن را هم به تقاضای آنها برای شان فرستادیم. این برنامه های آموزشی در حدود دو هفته آینده در کابل برگزار خواهدشد.

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 9:59 توسط محمد رحمتی| |

دیروز، روز خوبی بود. الحمدلله. مطالعه کتاب "زندگی، جنگ و دیگر هیچ" که خاطرات " اوریانا فالاچی" خبرنگار مشهور ایتالیایی از جنگ ویتنام و کشتار دانشجویان در مکزیک است و توسط "لیلی گلستان" به زیبایی ترجمه و در 534 صفحه منتشر شده را به پایان بردم. این کتاب را به پیشنهاد جناب سید زکریا راحل مطالعه کردم و از آن بهره بسیار بردم. دلیل جذابیت این کتاب برای من این بود که در پاسخ به این سوال نوشته شده که : "زندگی یعنی چه؟" اینکه نویسنده چه جوابی به این سوال داده مهم نیست. مهم جستجوی پاسخ این سوال است؛ آنهم در لابلای حوادث تلخی در زندگی انسان ها. حدود 150 صفحه از این کتاب را از  پریشب ـ که از رفتن به یک مراسم عروسی خودداری کردم ـ تا ساعت 3 بعداز ظهر دیروز مطالعه کردم. کتاب دیگری که مطالعه اش دیشب تمام شد، دفتر اول از سلسله درسهای دکتر سید مصطفی محقق داماد در زمینه "اصول فقه" است که برای دانشجویان رشته حقوق تدریس و سپس در 194 صفحه چاپ شده و به بحث «الفاظ» اختصاص دارد. وی به زیبایی توانسته مباحث غامض این رشته مهم را که در واقع روش تحقیق احکام عبادی و حقوق اسلامی است، به بیانی ساده و روان ارایه کند. این مجموعه سه جلدی را دو سال پیش خریده بودم؛ اما تا ده روز پیش که در پیش نشست کنگره گرامیداشت آیت الله محمد اسحاق فیاض(از مراجع بزرگ حوزه نجف) شرکت کردم از مطالعه شان بازمانده بودم و اکنون در این چند روز این توفیق حاصل شد. امیدوارم بتوانم دو دفتر دیگر این سلسله مباحث را که در موضوعات «منابع فقه» و «اصول عملیه و تعارض ادله» است را نیز پیوسته مطالعه کنم. و من الله توفیق.

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 9:59 توسط محمد رحمتی| |

این چند روزه که ایام عید بود، سخت در این فکر بودم که چرا «علم» نتوانسته به «انسانیتِ» انسان خدمت کند؟! میلیون ها ساعت مباحثه و مناظره علمی؛ میلیون ها صفحه نوشته و تحقیق و تالیف؛ میلیون ها ساعت نشستن در کلاس های درس؛ و میلیون ها ...

انسان ها امروز همان گونه - بلکه بدتر و شدیدتر و گسترده تر - از ظلم و تباهی و خونریزی و جنایت رنج می برند که هزار سال پیش، دو هزار سال پیش، سه هزار سال پیش و ... !!! در یک قرن اخیر که علوم انسانی و طبیعی رشد و گسترش بسیار یافته، جنایت انسان ها نسبت به خودشان هم فوق العاده افزایش یافته است!!! تروریست های مسلمان نما در سوریه و عراق و افغانستان و پاکستان و نیجریه و ...، خشونت طلبان بودایی در میانمار، جنایتکاران مسیحی نما در افریقای مرکزی، غرب گرایان و شرق گرایان اوکراینی و صهیونیست های وحشی و حامیان آنها در شورای امنیت بطور عجیبی به «انسانیت» پشت کرده اند!!!

چرا؟! چرا از دست «علم» کاری ساخته نبوده است؟!

نوشته شده در شنبه یازدهم مرداد 1393ساعت 17:45 توسط محمد رحمتی| |

جنایت پشت جنایت!
مصداق واقعی مسخ انسانیت؛
کشتار هدفمند با بی رحمی و قساوتی که وجدان و عواطف هر انسان آزاده ای را به درد می آورد. به یک شهر و دو شهر و یک کشور و دو کشور هم محدود نمی شود!
غور
پکتیکا
دایکندی
کویته
کراچی
عراق
غزه
سوریه
نیجریه
افریقای مرکزی
و ...
عاملانش هم از جاهلان متعصب بی فکر که ابزار دست سازمان های استخباراتی - تروریستی قرار دارند، گرفته تا ارتش منظمی است که بر مبنای جنایت و وحشی گری شکل گرفته!
دفاع از انسانیت و حمایت از مظلوم هم مرز و جغرافیا نمی شناسد.
بین نوعروس شهید غوری با مادر باردار شهید فلسطینی و کودکان تکه تکه شده ارگون و اطفال سربریده شده در عراق و سوریه فرقی نیست.
روشنفکرنماهای مدعی انسان گرایی که بین کشته شدگان به دست تروریست های نظامی اسرائیلی و تروریست های شبه نظامی، فرق قائل می شوند، روشنفکری و انسانگرایی را به تمسخر گرفته اند! همانگونه که حامیان اسرائیل و تروریست ها، بشر و حقوق بشر را به تمسخر گرفته اند!
کاش اندکی هوای آزادگی می وزید ...
نوشته شده در یکشنبه پنجم مرداد 1393ساعت 16:5 توسط محمد رحمتی| |

در حدود یک و نیم ماه گذشته در دو جلسه مسوولان رسانه ها با وزیر داخله، یک جلسه با رئیس جمهور یک جلسه با سخنگویان ارشد حکومت و سخنگویان ولایات و یک جلسه با اعضای کمیسیون رسانه های کمیسیون مستقل انتخابات حضور داشته ام. چند نکته قابل توجه بود در این نشست ها:
. توجه بیش از پیش حکومت به اهمیت و نقش رسانه ها در تحولات ملی؛ حالا فهمیده اند تا حدی که باید در فرایندهای کلان کشور با رسانه ها بیشتر نشست و برخاست کنند.
. افزایش هماهنگی با نگرش استراتژیک بین نهادهای دولتی و آزاد خصوصا رسانه ها؛ این موضوع در نشست مشترک سخنگویان ارشد حکومت و ولایات با مسوولان رسانه ها خیلی پر رنگ بود. در این جلسه به نظرم می رسید که دولت افغانستان چند سال از دوران کودکی بیشتر فاصله گرفته است.
. در نشست مسوولان رسانه ها با رئیس جمهور، آقای کرزی کرارا به امریکایی ها تیکه می انداخت که به قولشان پایبند نیستند و به حرفشان نمی توان اعتماد کرد. او به وضوح تاکید کرد که در کنار نداشتن موسسات قوی، ناامنی ها و بی تجربگی ها، حضور خارجی ها در افغانستان از مهم ترین دلایل ناکامی دولت افغانستان در تطبیق قانون بوده است.
. توجه به موضوع جنگ روانی علیه افغانستان؛ در همه این نشست ها خصوصا نشست سخنگویان ارشد حکومت بر مساله جنگ روانی علیه دولت و ملت افغانستان تاکید زیاد شد و اهمیت رسانه های داخلی در مقابله با جنگ روانی بیرونی، برجسته تر شد. با همه کم و کاستی هایی که در مدیریت کشور مشاهده می شود، این ها نوید بخش بود. حالا که به دور دوم انتخابات نزدیک می شویم، عرصه امتحان همه است!

نوشته شده در یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 19:55 توسط محمد رحمتی| |

در سال جدید تصمیم بر این شده که تلویزیون تمدن، در عرصه اطلاع رسانی، حضور پر رنگ تری داشته باشد. در این راستا، از آغاز هفته گذشته سرویس های خبری صبحگاهی تلویزیون تمدن در ساعات 7، 8 و 9 با «تازه ترین خبرهای افغانستان و جهان» در خدمت بینندگان عزیز قرار گرفته است. سرویس های خبری ساعت های 13 و 14 نیز تقویت شده و از دیروز جمعه، نخستین سرویس خبری صبحگاهی تلویزیون تمدن در روزهای جمعه نیز ساعت 10 پخش شد و از جمعه آینده ساعت 11 سرویس خبری پشتو نیز پخش خواهد شد.
در اقدامی دیگر، از امروز سرویس خبری ساعت 10 صبح که به پخش خبرهای کوتاه اختصاص دارد، نیز به مجموعه سرویس های خبری تلویزیون تمدن افزوده شد.
از همکاران عزیزم در مدیریت خبر سپاسگزارم و امیدوارم خداوند توفیق دهد که بیش از پیش در خدمت مردم خوب و متدین کشور خود باشیم.

نوشته شده در شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 11:53 توسط محمد رحمتی| |

پس از مدتی طولانی، دقایقی پیش باردیگر زمینه برای نوشتن در اینجا فراهم شد.
16 حمل یک روز خوب برای کشور ما بود. مردم با حضور پرشور خود، حماسه آفریدند و نیروهای امنیتی مقتدرانه از این حضور محافظت کردند. خداوند یار و نگهدار این مردم باد!
اکنون نوبت کمیسیون های انتخاباتی است تا امانتدارانه از رای مردم حراست کنند و نامزدها هم به قانون تمکین نمایند تا زندگی زیر سایه قانون در کشور نهادینه شود.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 9:31 توسط محمد رحمتی| |

در ماه سنبله سال 83 در جمع شماری از معینان و روسای ادارات دولتی سفری دو هفته ای به کوریای جنوبی داشتم. یکی از مهم ترین نکاتی که در آن سفر برای من اهمیت داشت این سخن یکی از مشاوران رئیس جمهور کوریا بود که می گفت توسعه امروز کوریای جنوبی مرهون برخورد قاطعانه ژنرال پارک رئیس جمهور وقت این کشور با امریکایی هاست که به آنها گفت یا مطابق شرایط ما عمل کنید یا از کوریا بروید و امریکایی ها پس از مقاوت های زیاد مجبور شدند به خاطر منافع خود شرایط ژنرال پارک را بپذیرند. سپس او تصاویری را از کوریا و سئول در 40-30 سال پیش نشان داد که به وضعیت این روزهای افغانستان و کابل کاملا شباهت داشت. وضعیت جدید کوریا را خودمان می دیدیم که از نظر مادی چقدر پیشرفت کرده اند؛ درحالیکه آنها در نزدیک به 40 سال گذشته همواره در سایه تهدید به جنگ و برخوردهای گاه و بیگاه مرزی و دریایی از ناحیه همسایه شمالی شان بسر برده اند. سخنان دیروز حامد کرزی مبتنی بر مواضع ماه های اخیر وی در زمینه شرط گذاشتن برای امضای توافقنامه امنیتی با امریکا هم، از آن رو اهمیت دارد که در تاریخ سیاسی معاصر افغانستان، کمتر زمامداری را می توان سراغ داشت که به اشتهای پایان ناپذیر ابرقدرت ها، «نه» گفته باشد. هرچه زمان این «نه» گفتن طول بکشد، تاثیرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اش بر سرنوشت ملت افغانستان به مثابه آغاز یک «تحول» در مسیر «شدن» عمیق تر خواهد بود.
من نمی دانم کرزی در برابر فشارهای خارجی و بی باوری شماری از داخلی ها که ناشی از عدم اعتماد به نفس تاریخی ست، چقدر می تواند دوام بیاورد؛ اما بی تردید همین مقدارش هم اثرش را بر تاریخ سیاسی افغانستان برجا گذاشته و از حافظه تاریخی این مردم پاک نخواهد شد. تحلیلگران و نویسندگان هنوز هم بعد از 35 سال، پاسخ «نه» داود خان به برژنف را در مسکو به نیکی یاد می کنند؛ هرچند که به قیمت جان و دودمانش تمام شد. ارزش «نه» گفتن داود خان به معنای نادیده گرفتن اشتباهات و خطاها و ظلم های دیگر او و دودمانش نیست. در تحلیل تاریخ و درس و عبرت گرفتن از آن، این «نه» گفتن ها به ابرقدرت ها و «از خود اراده نشان دادن»، ارزش فراوان دارد. آن روزها شاید هم دیر شده بود و هم سیاست ورزان داخلی نتوانستند قدر «نه» گفتن داود را درک کنند و از همین رو، سیاست ورزان چپی نخستین کسانی بودند که علیه او تیغ کشیدند؛ اما امروز این فرصت وجود دارد که در نتیجه 35 سال مواجهه گسترده و عمیق جامعه با سیاست، دستکم سیاست ورزان ما این قدر از ظرفیت درک سیاسی برخوردار شده باشند که قدر «از خود اراده نشان دادن» را درک و «خود» را «باور» کنند. تجربه نشان داده است که ابرقدرت ها همواره مقهور اراده و باور ملت ها شده و به خواسته های آنان تن داده اند. چرا ما این امتیاز را به دست نیاوریم؟

نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1392ساعت 11:47 توسط محمد رحمتی| |

این هفته یک گزارش تحقیقی نوشتم با عنوان «تبلیغات انتخاباتی از طریق رسانه ها در نظام حقوقی افغانستان». با توجه به اینکه انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی را در نخستین ماه سال آینده در پیش رو داریم و تبلیغات نیز از ماه آینده شروع خواهد شد، موضوع جالبی بود برایم. موضوع را قبلا یکی از استادان که درس «حقوق اساسی تطبیقی» با ایشان داشتم پیشنهاد نموده بودند. به هر حال، این مطالعه تجربه خوبی بود برایم و حس تازه ای به من بخشید. فکر می کنم این در ذات علم است که همواره به انسان حس تازگی می دهد. قرار است محتوای این گزارش تحقیقی را هفته آینده در یک گفت و گوی تلویزیونی در برنامه «تا انتخابات» ارائه کنم.
در دو شب گذشته، وقتی از سرکار بر می گردم به منزل، بعد از صرف شام و گفت و گپی با اعضای خانواده و تماشای سریال «آوای باران»، من تا نیمه های شب، کتاب «حقوق اساسی» دکتر منوچهر طباطبایی را مطالعه می کنم. خیلی پربار و خواندنی است. واقعا لذت می برم از خواندنش.

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1392ساعت 17:28 توسط محمد رحمتی| |

Design By : Night Melody